ما همه می رویم،اما همه چیز می ماند

ما دیگر به ساحل خود باز نمی گردیم

مردگان برای همیشه رفته اند

گلی که می افتد در لای می پوسد

اما سرانجام هم در آن لای،ماهیت گل در شکلی دیگر،باغ خویش می یابد

هنگامی که می میریم،به هوا می شویم،با راهی نامعلوم

در آغوش هر چیز عظیم

ما باز خواهیم گشت اما بی خویش

جوهر بی مرگ،شکل دگر می کند

و برخی می روند تا برخی دیگر بیایند

خیابان هستی مدور است

با این همه بی انکه از انگاره اش بیرون رود

زندگی ما با زندگی یکی می شود..