1. اکتشاف: به معنای پیداکردن «چرایی»های علم، زندگی و کسب‌وکار.
2. خلاقیت: یعنی شکل‌دادن به چیزی نو در ذهن.
3. پیاده‌سازی: یعنی چیدن میوه‌های خلاقیت‌ در دنیای واقعی؛ یعنی توانایی اجرای یك طرح یا نقشه.
4. تاثیرگذاری: به معنای تعامل با دیگران در جهت الهام‌بخشی، جهت‌دهی، و توانمندسازی آنان؛ آنچه كه در حد عالی آن از یك رهبر انتظار می‌رود.
5. فعالیت‌های بدنی: یعنی تعامل هشیارانه با ابزارها یا بدن.
مهارتهای کمکی که پشتیبان مهارتهای کلیدی به‌شمار می‌آیند، عبارتند از:
1. مهارتهای ذهنی پایه: مثل ادراک، طبقه‌بندی و ابراز احساسات.
2. تفکر نمادین و تفسیر: شامل زبان، ریاضیات و بكارگیری نشانه‌های علمی.
3. مسئولیت‌پذیری: شامل هشیاری جهانی، اخلاق و شعور مذهبی.
موفقیت شغلی در هزاره‌ جدید به این بستگی خواهد داشت که افراد، زمینه‌های یادگیری خود را از جاهایی که فناوری الکترونیک و دیجیتال بهتر از پس آنها بر می‌آیند، به زمینه‌هایی انتقال دهند که انسان خودآگاه در آنها قوی‌تر است.
صاحبان ابرشغلها بیشتر وقتشان را به احضار ارواح خواهند پرداخت_ کاری که در گذشته صرفاً برای افراد غیرمتعارفی مثل لئوناردو داوینچی و بنجامین فرانکلین به عنوان «کار» شناخته می‌شد. آنها بیشتر و عمیقتر از دیگران «آری_‌»های اکتشاف، «چرا نه؟»های خلاقیت، و «یافتم_... یافتم_»های ارشمیدسی را در ماجراهای بی‌باکانه تجربه خواهند کرد. افرادی که به ابرشغلها رو می‌آورند، بیشتر و عمیقتر از دیگران با مردم ارتباط می‌گیرند و در هدف‌های مشترکِ بهتر و جامعتری مشارکت می‌جویند.